سلام
سلام ای ناله ی بارون
سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من
هنوزم دوسش دارم ...
سلام ای بغض تو سینه
سلام ای آه آیینه
سلام شب های دلتنگی
هنوزم دوسش دارم ...
(فریدون / آلبوم خاطرات گمشده / آهنگ سلام )
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۴:۵۳ ب.ظ توسط محمد
|
رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.