تفاوت های زن و مرد
شباهت زن ها با قطعات کامپیوتر
زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت!
زن مدل ویندوز: همه میدونن که هیچ کاری رو درست انجام نمیده، ولی کسی نمیتونه بدون اون سر کنه
زن مدل اکسل: میگن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلیتون ازش استفاده میکنین
زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمیخوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره
زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله
زن مدل مولتیمدیا: کاری میکنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن
زن مدل سیدی درایو: هی تندتر و تندتر میشه
زن مدل ئیمیل: از هر دهتا چیزی که میگه، هشتتاش بیخوده
زن مدل ویروس: به نام «عیال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه میرسه، خودش رو نصب
میکنه و از همه منابعتون استفاده میکنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست میدین، اگه
هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست میدی
ضد خانم خفن
خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است
نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
بيشتر مردها آرزوي بزرگ دارند ، اول داشتن خونه ، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
ريشه ي تمام نزاعها سه چيزند : زر ، زن ، زمين !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
كابينه زندگي مشترك:
زن=وزير سلب آسايش ، شوهر= وزير كار ، مادر زن= وزيرجنگ ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي
پدر زن= وزير ارشاد ، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه
دهانشون بسته است عكس بگيره !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
سه چيز را زود به زود عوض كن؛ زن، عشق و پيراهن زير!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
در پي كاهش جمعيت پسران نسبت به دختران:
درخيابان: دختر:جـووون!جيگرتـو!
پسر: ايييييييييييش! گمشو!
دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟!
پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك
سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
هميشه عكس همسرت رو تو كيفت بزار تا هر وقت مشكل بزرگي واست پيش اومد
به عكسش نگاه كنيو بدوني مشكل بزرگتري هم داري !!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
زن مثله مشروبه كه اولش حاليت نيست كيف مي كني و خوشي بعد كه يه كم گذشت
ميبيني حالت به هم ميخوره و بايد بياري بالا همشو ! تازه حالي رو هم كه بردي از حلقت
ميكشه تحويل سيفون ميده !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
زن مثل ويروس ميمونه اگه وارد زندگيت بشه
:۱-جيبهاتو serch ميكنه.
۲-پول(…)و موبايلتوscan
3-خوشيهاتو cancel
4-آخرش هم مخت هنگ ميكنه !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
اسپانيايي ها ميگن :
عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است !
ايتاليايي ها ميگن:
عشق يعني ترس از دست دادن تو !
ايراني ها ميگن :
“عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
ابتدا خداوند زمين را آفريد سپس استراحت كرد ، بعد مرد را آفريد سپس استراحت كرد
آنگاه زن را آفريد سپس نه خدا استراحت كرد نه مرد نه زمين !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
گر بميرد دختري از قبر او رويد گلي!
گر بميرند دختران دنيا گلستان ميشود !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
اقايان: كاش زن گرفتن مثل ايرانسل بود يكي ميگرفتي يكي هم جايزه ميدادند از ۱۲ تا ۵
صبح هم رايگان بود خانمها: كاش اقايان مثل كارت سوخت بودند يكهو دولت همشونو باطل
اعلام ميكرد خانمها ميرفتن ازاد ميزدن !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
خداوند زمين را آفريد و گفت :
به به چه زيباست.سپس مرد را آفريد و گفت : جانمي اين ديگه آخرشه !
و بعد هم زن را آفريد و با كمي اخم گفت : اشكالي نداره آرايش ميكنه !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
فردوسي حكيم بزرگ ايراني كه همه قبولش دارن ميگه:
كه پيش زنان هرگز راز مگوي ، چو گويي ، سخن بازيابي به كوي !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
زنان را نباشد به جز يك هنر نشينند و زايند شيران نر !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
ارنست همينگوي:
زن ها جنگ ها را شروع مي كنند و مردها آن ها را ادامه مي دهند !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مردها و زن ها دست كم در يك مورد اتفاق نظر دارند. هيچ كدام به زن ها اعتماد ندارند!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
تحقيقات نشان داده كه فقط ۲۰% مردها عقل دارند !
۸۰% بقيه زن دارند !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنندبر اثر كمبود حوصله طلاق مي دن
ولي نكته جالب اينه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مردها سه تا آرزو دارن :
اونقدر كه مامانشون مي گن خوش تيپ باشن !
اونقدر كه بچه شون مي گن قوي باشن !
و مهمتر از همه اينكه :
اونقدر كه زنشون بهش شك داره دوست دختر داشته باشن !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مديون موفقيت شون !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مرد اولي : امان از دست اين زنها ! زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت !
دومي : خوش به حالت ! زن من تمام دارائي مو برداشت و نرفت !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
فرق پير دختر با پير پسر:
اولي موفق نشده ازدواج كنه ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه :
مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت
ميكنن! گروه دوم دخترايي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن! گروه سوم دخترائي هستند
كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا
روزي ۱۸ بارآرزوي مرگ كنن! گروه ۵ دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو
هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
فرهنگ لغات زنان :
۱٫ آره يعني نه
۲٫ نه يعني آره
۳٫ ما با يد با هم حرف بزنيم يعني بشين فقط گوش كن
۴٫ هر كار دوست داري بكن يعني بكن ولي بعد دهنت سرويسه
۵٫ چقد منو دوست داري ؟ يعني يه گندي زدم مي خوام بگم
۶٫ دو دقيقه ديگه حاضرم يعني دو ساعت علافي !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند
تا در حفظ آن شريك باشند !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
مهمه كه بتوني دختري رو پيدا كني كه باباش پولدار باشه،
دختري كه خوش تيپ باشه، دختري كه دوستت داشته باشه
ولي مهم تر از همه اينه كه اين ۳ تا دختر نبايد همديگر رو بشناسن !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي
قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني است كه نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره !
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
همه ي پسرا دوست دارند يه دختر گيرشون بياد كه :
مثل اسب نجيب باشه!
مثل سگ وفا دار باشه!
ومثل گوسفند سر به زير باشه!
اما بيشتر پسرا به آرزوشون مي رسن و دختري گيرشون مياد كه :
مثل اسب جفتك ميندازه!
مثل سگ پاچه مي گيره!
ومثل گوسفند نمي فهمه !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
يه روز يه دختر دعا مي كنه خدايا :
من چيزي براي خودم نمي خوام فقط يه داماد خوب و خوشگل نصيب مادرم كن !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
يادت باشه دنباله ۳چيز ندويي :
۱ـ اتوبوس ، مترو ، دختر !
حالا چرا ؟ چون هر كدومشون برن ۱۰ دقيقه بعد يكي ديگه مياد !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
دو راه براي خانم مهندس شدن هست:
۱٫اينقدر درس بخوني تا خانم مهندس شي.
۲٫ يه شوهر مهندس پيدا كني !!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
دختر:موجودي است كه:
وقتي تعجب ميكند ميگويد واااااااااا!!
وقتي خوشحال است ميگويد بميري الهييييييي!!
وقتي غمگين است آه ميكشد
وقتي ميترسد جيييييييغ بنفش ميكشد
وقتي بدش مي آيد ميگويد ويشششش .
وقتي خوشش مي آيد ميگويد ووييييي.
همه عناصر ذكور گيتي در عشق او واله و سرگردانند . تاريخ تولد و شماره كفش با جناق
پسر عمه ي دختر خاله ي داماد همسايه ي پوريا پور سرخ را ميداند !
از سوسك اصولا نميترسد بلكه چندشش ميشود!!!
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع
حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد:
كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود !
فرق درس خواندن دخترها با پسرها
فرق درس خواندن دخترها با پسرها
دخترها:
بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
دانشجو یعنی ؟؟ از نگاه چندین کشور
بقیه دنیارو نمی دونم اما فکر کنم تا حدودی ابری در مورد دانشجویان ایران درست باشه.نه نه با شما نبودم شما که معدل الفی!!؟؟
ژاپن: به طرز دیوانهواری مطالعه میکنند و در اوقات بیکاری خود و به منظور تفریح هم که شده، چند ربات میسازند.
اسپانیا: در حالی که بر روی یک گاو خشمگین نشستهاند، و در حال نواختن گیتار یا آلات موسیقی دیگری هستند، نگاهی هم به کتابهای خود میکنند.
مصر: در این کشور دانشجویان بعد از اتمام کلاس درس علیه حسنی مبارک تظاهرات میکنند و برای تفریح هم که شده در و پنجرههای دانشگاه را میشکنند.
افغانستان: در این کشور هنوز بر سر اینکه به دانشگاه، دانشگاه بگویند یا University دعوا است.
هند: وی بعد از آنکه عاشق دختری شد، همزمان برادر دوقلویش را نیز پیدا میکند که سالها از وجودش بیخبر بوده، سپس یک سری ماجراهای عاشقانه و اکشن و یک سری اتفاقات هم که سانسور میشوند، اتفاق میافتد بعد هم همه به خوبی و خوشی میروند سر خانه و زندگی خودشان.
ایتالیا: در این کشور دانشجو درس نمیخواند بلکه کلاس درس را دودر کرده به استادیوم دلآپی میرود و آنجا را به آتش میکشد.
آمریکا: در این کشور دانشجویان بعد کلاس درس به همراه دوست پسر/ دختر شان، به تظاهرات جهت دفاع از حقوق پایمال شده یهودیان میپردازند.
عراق: در این کشور اگر دانشجو بتواند 2 واحد عملی جاخالی دادن به بمب و خمپارههای تروریستها و نظامیان را پاس کند، به درسش هم میپردازد.
چین: درسش را میخواند و در اوقات بیکاری مشابه یک مارک معروف خارجی را میسازد و سپس به یک دهم قیمت، در بازار میفروشد.
برزیل: در این کشور دانشجویان فقط واحد تربیت بدنی را پاس میکنند و در اوقات بیکاری خود نیز کتاب چگونه فوتبال بازی کنیم نوشته پله را به نقد و بررسی میگذارند.
کوبا: در این کشور دانشجویان چه دلشان بخواهد و چه نخواهد یک کمونیست محسوب میشوند، و همینطور باید باسواد باشند، در ضمن باید در روز سه بار، به مدت 10 دقیقه برای طول عمر فیدلکاسترو و جز جگر گرفتن جمیع رئیس جمهورهای آمریکا دعا کند.
اوگاندا: در این کشور دانشجویان درس میخوانند و در اوقات بیکاری خود چند تن از توتسیها را میکشند.
ایران: این موجودات عجیب و غریب، سر کلاسهای عمومی بقیه رویای خوابشان را که دیشب ناتمان مانده بود را به اتمام میرسانند و سر کلاسهای اختصاصی هم جزوه مینویسند (البته اگه استاد....)، سیاسی نیستند اما سیاسیون را دوست دارند، معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال میکنند، عاشق عبارت (خسته نباشید) هستند، اما فقط در نیم ساعت مانده به آخر کلاس، هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را میخورند و باز هم به آن بد و بیراه میگویند، این موجودات به سرعت عاشق میشوند و اما اگر با اولی ازدواج کردند که هیچ وگرنه، سیکل عاشق شدنشان بارها و بارها تکرار خواهد شد، از قشر فرهیخته جامعه محسوب میشوند اما هنوز دلیل این موضوع که چرا صاحب خانهها جان به عزرائیل میدهند اما به دانشجوی پسر خانه نمیدهند معلوم نشده؛ این موجودات در عمل چت کردن نیز ید طولایی دارند، و از دیگر کارهای این موجوات میتوان به متر کردن خیابان و غیبت پشت سر استاد اشاره کرد، البته اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام بگوییم این موجودات هر کاری میکنند جز درس خواندن، متاسفانه نسل دانشجوی درسخوان در ایران به شدت در خطر انقراض است.
مار و پله دانشگاه
آزمون مدیریت
حتما ببینید !!!
آزمون در ادامه مطلب ...
سگ باهوش
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت.صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد.اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید.گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید.اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟
بقیه در ادامه ......
آخر سیاست
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم
ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه ؟؟؟!!!
رئیس دانشگاه: ۱-مردی فرهیخته و خوش تیپ(جفت میر بزرگی خودمون البته آقای میربزرگی) ۲-به دلیل این که در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشون رو ندیدم هیچ ذهنیتی ندارم!
یک وعده غذای سلف: ۱-بیفستراناگوف باسس کچاپ با نوشیدنی خنک ۲-چلو لاستیک همراه با افزودنی های غیر مجاز!
کارت دانشجویی: ۱-کارت شناسایی وهویت دانشجو ۲-تنها استفاده این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوپ است!(تازه همینم مخصوص بچه مایه داراست نه همه)
خوابگاه: ۱-محل استراحت وسرشار از شادی و نشاط ۲-مکانی برای هم زیستی مسالمت آمیز با سوسک وموش!
کوئیز: ۱-امتحان ناگهانی استاد از دانشجو ۲-لاف بزرگی که هرگز به تحقق نمی پیوندد!
شب امتحان: ۱-شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است. ۲-شبی که تا صبح باید مثل ... درس خواند.
جزوه خوش خط دخترها: ۱-بمیرم از هیچ دختری جزوه نمی گیرم.من عادت دارم جزوه خودم رو بخونم. (وای مامانم اینا) ۲-طلای کاغذی!
تقلب: ۱-یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان! ۲-تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان!
مشروط شدن: ۱-عمرا من تو دبیرستان معدل کمتر از ۱۸ نداشتم! ۲-نمک تحصیل در دانشگاه
وام دانشجویی: ۱-کمک هزینه برای دانشجو ۲-مثل مهریه می مونه کی داده کی گرفته!
حراست: ۱-ارگانی برای حفاظت دانشجو از گزنده خطرات ۲-ارگانی برای حفاظت دانشگاه از گزنده دانشجویان!
دانشجو: ۱-فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است. ۲-ها ائی دانشجو که وگفتی یعنی چه؟!
نامه ای از دوزخ !!!!
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای که چه قدر اینجا گرمه !!!
نامه ی پیرزن به خدا
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند …
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!!…
فرهنگ لغت : عمه خاله دایی عمو
۱- خاله
معنای لغوی : خواهر مادر
معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .
نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد .
غذای مورد علاقه : آش کشک.
ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود .
زیر شاخه ها : شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید .
مشاغل کاذب : خاله زنک بازی، خاله خانباجی .
چهره های معروف : خاله خرسه، خاله سوسکه.
داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است .
۲- عمه
معنای لغوی : خواهر پدر
معنای استعاره ای : هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .
نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱ – جواب همه ی حرف های بدی که میزنید . مثال : عمته … ۲ – جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره … ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ۴ – خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم …
غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو .
ضرب المثل : ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک ).
زیر شاخه ها : شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد . پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند .
چهره های معروف : عمه لیلا .
ترجیع بند : دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام !)
داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است .
۳ – دایی
معنای لغوی : برادر مادر
معنای استعاره ای : هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد .
نقش سمبلیک : یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد .
غذای مورد علاقه: فسنجون .
ضرب المثل : عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود .
زیر شاخه ها : زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید . پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند .
چهره های معروف : علی دایی، دایی جان ناپلئون .
ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست .
سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید .
۴ – عمو
معنای لغوی : برادر پدر
معنای استعاره ای : هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .
نقش سمبلیک : یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود .
غذای مورد علاقه : قرمه سبزی، آبگوشت .
ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .
زیر شاخه ها : زن عمو : یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید .
مشاغل کاذب : بازی در قصه های ایرانی .
چهره های معروف : عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ .
داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است .
پایان نامه خرگوش
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.
روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم..
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.
نتيجه
-هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد.
-هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد.
-آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
1-2-3
(1)
مهندس متبحر ...
مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند. آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسی نتوانسته بود
اشکال را رفع کند بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است. مهندس، این ا مر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست
آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد. مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند.
حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:
بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت
دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار
(2)
کیفیت و استانداردهای ژاپنی ها
چند سال پیش، آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنیها بسپارد.
در مشخصات تولید محصول نوشته بود سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰قطعه ای که تولید می شود قابل قبول است. هنگامیکه قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند، نامه ای همراه آنها بود با این مضمون
مفتخریم که سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم.
برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم
امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد.
(3)
جراح قلب و تعمیر کار
روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:
من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد سالانه ی من یک صدم شماست.
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!!!!
موضوع انشا : عزدواج
نام : کمال
کلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج!
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.
من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من.
زاغ و روباه

پس به دندان گرفت و پر وا کرد
روی شاخ چنار مأوا کرد
اتفاقا ازان محل روباه
می گذشت و شد از پنیر آگاه
گفت :اینجا شده فشن تی وی!
چه ویوئی !چه پرسپکتیوی!
محشری در تناسب اندام
کشتهء تیپ توست خاص و عوام!
دارم ام پی تریّ ِ آوازت
شاهکار شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
لطف اجرای زنده را ندهد
ای به آواز شهره در دنیا
یک دهن میهمان بکن ما را!
زاغ ،بی وقفه قورت داد پنیر!
آن همه حیله کرد بی تاثیر
گفت کوتاه کن سخن لطفن!
پاس کردم کلاس دوم من!
کاریکاتور , بعد از هدفمند کردن یارانه ها چه می شود
کاریکاتور , بعد از هدفمند کردن یارانه ها چه می شود ؟؟؟؟
|
بقیه در ادامه مطلب ..... |
سنجش؟!
44- نقش بلوک سیمانی در سقف تیرچه بلوک چیست؟
1 – بارها را به تیرچه انتقال می دهد(سنجش)
2- پر کننده سقف است
3- بارها را به تیر اصلی منتقل می کند
4- فقط برای اجرای مرحله بتن ریزی در سقف کاربرد دارد(صحیح)
اگر بلوک باربر بود چگونه در بعضی مواقع پس از اتمام کار آن را تخریب می کنند تا از فضای خالی سقف برای تاسیسات یا موارد دیگر استفاده شود و بعد اگر لازم بود با سقف کاذب پوشیده می شود و یا چگونه است که این سال ها برای سبک کردن سقف از بلوک های یونولیتی استفاده می شود؟ و حتی در صورت استفاده وام 25 میلیونی مسکن مهر به آن تعلق می گیرد؟
کتاب دیتیل های ساختمانی سیاوش کباری در صفحه 236 می نویسد:
"بلوک قطعه ای سفالی یا بتنی است که بین تیرچه ها قرار گرفته و هیچ نوع باری را تحمل نمی کند و فقط بمنزله قالبندی بتن بالا و همچنین قالبندی گونه های جان تیر تی شکل برای بتن در جا می باشد"
47- اگر در ساختمانی پس از اتمام عملیات اجرایی ترکهای موضعی و مویی در پوشش نهایی اندود دیده شود علت آن چیست؟
1 - افزایش ضخامت اندود اجرا شده (صحیح)
2 - نشست های موضعی ساختمان پس از اجرا ( سنجش)
3 - استفاده بیش از حد آب در مرحله عمل آوری مصالح
4 - کاهش ضخامت اندود اجرا شده
مراجعه به مقررات ملی ساختمان یا انواع کتاب های مصالح ساختمانی و جزییات اجرایی و تجربه ساخت جامعه مهندسان،معماران،بنایان و همه مردم نشان میدهد در صورت بروز ترک حاصل از نشست به علت آنکه علت ترک در جرزها و لایه های زیرین است ترک ها لاجرم عمیق خواهند بود و نه مویی. حتی در صورت صحت این فرضیه نیز بسامد ترک خوردن اندود به سبب ضخامت آن بسیار بالاتر از علت ذکر شده است که حداقل تست را 2 جوابی می کند
50- عمق یخبندان در ساختمان سازی چیست؟
1 – فاصله سطح روی شالوده تا زیر آن
2 - فاصله سطح روی زمین تا روی شالوده( صحیح)
3 – فاصله سطح بیرونی زمین تا زیر شالوده(سنجش)
4 - فاصله سطح تمام شده ساختمان تا روی شالوده
عمق یخ بندان کمیتی است که در فاصله آن به علت وجود رطوبت در لایه های سطحی خاک احتمال یخ زدگی وجود دارد که می تواند سبب تخریب و فرسایش پی شود. فلذا پی را آنقدر پایین می برند تا پایین تر از سطح یخ بندان اجرا شود. بنا بر این هیچ سطحی از پی نمی تواند در محدود یخبندان اجرا شود و این محدوده لاجرم بالاتر از شالوده خواهد بود.
91 - در کدام گزینه به هنگام کار هر سه نیروی فشار،کشش و پیچش وجود دارد؟
1 - صندلی (سنجش)
2 - توپ فوتبال ( احتمال صحیح)
3 – تاب
4 - میز
اولین و ساده ترین پرسش این جاست که تفاوت مکانیزم تحمل و انتقال نیرو در صندلی و میز چه تفاوتی دارد؟ می دانیم که تاب با حرکت مفصلی جا به جا می شود که به علت عدم وجود نیروی قطبی در جسم فاقد کوپل نیروست بنابراین پیچش ندارد و فشار را نیز تنها در پایه ها تحمل می کند.
توپ فوتبال همانند گنبدهای پوسته ای در نصف النهار های هم محور با ضربه تحمل فشار کرده و در مدارهای حلقوی عمود بر جهت ضربه تحمل کشش می کند. از انجا که توپ هنگام دریافت ضربه فاقد تکیه گاه است توسط اینرسی نقطه مقابل ضربه ، در لحظه بر خورد ایجاد لنگر کرده و با تشکیل کوپل نیرو، با استفاده از مکانیزم پیچش حرکت می کند. چنانچه این اتفاق نیافتد توپ به سبب برش پیچشی می ترکد.
94 - یک کاغذ آ4 را به شکل های زیر در می آوریم. اگر بر روی هر کدام کتابی بگذاریم کدام یک تحمل کتاب سنگین تری را دارد؟

سنجش گزینه مربع را انتخاب کرده!
شاید عده ای گمان کنند سازه ورق تا شده مقاوم تر است، اما مقاومت این سیستم در این تصویر جانبی است چرا که نیروی فشاری عمودی به سطح یک نواخت بر این سیستم وارد می شود. آموخته ایم که سطح دایره بهترین مقطع برای توزیع بار فشاری است. حال آنکه مقاطع گوشه دار به علت تجمع تنش در گوشه ها نا پایدار ترند. از این رو تفاوتی در گزینه مربع و مثلث نیست. حال آنکه گزینه دایره بهترین مقطع برای توزیع متقارن بار است.
119 – در ضلع جنوبی خیابان های شرقی غربی در مناطق سرد و برفی، کدام درخت برای کاشت مناسب است؟
1 – کنار
2 – کاج( احتمال زیاد)
3 – چنار(سنجش)
4 – سرو شیراز( احتمال کم)

بر هر موجود خردمندی مسلم است که در نیمکره شمالی بنا ها از سمت جنوب نور می گیرند. پس برای باز ماندن فضای نورگیری بناها در ضلع شمالی ساخته می شوند تا روی به جنوب داشته باشند. چنانکه ضابطه ساختمانی نیز 60% از ضلع شمالی است. به همین علت با استفاده از درختان برگریز در ضلع شمالی ساختمان در تابستان سایه و در زمستان با ریختن برگ ها تابش مناسب آفتاب را در اختیار دارند. در ضلع جنوبی نیز از درختان همیشه سبز استفاده می شود. چرا که نه ضرورت برگریزی را دارند و هم اینکه به صورت چتر از ریزش نزولات جوی به ضلعی که از تابش محروم است وسردتر است جلوگیری می کنند. بنا بر این ضلع شمال آفتابگیر و ضلع جنوب سایه دار است.
در تست سال قبل نیز این نام گذاری را بین ضلع جنوب و شمال ملاحظه می کنید:
در تصویر روبرو که تقسیمات ثبتی بخشی از یک محله در شهر را نشان می دهد، کدام یک از زمین ها " پلاک جنوبی" خوانده می شود؟

A ( سنجش، صحیح)
B
C
D
این شیوه برگزاری و این وضعیت علمی آزمون با تجربه دهشتناکی که همه در آزمون عملی اسکیس دوره قبل شاهدش بودیم پاسخ یک سال از جوانی من و امسال من است. در زندگی از سارق و جانی و چاقو کش گذشت کرده ام. اما دلم و روحم آنقدر بزرگ نیست که بتوانم این یکسال را به این آقایان ببخشم.این سال ها را و سال های بعد را . . .
php & asp.net تفاوت اساسي
php & asp.net تفاوت اساسي
در چيست كداميك بهتر است چرا؟
بانه برنامه نويسي تحت وب چيست ؟
اين سوال را شايد تمامي برنامه نويسانه تحت وب داشته باشند که قدرتمندترين زبانه برنامه نويسي تحت وب چيست ؟ در اين مقاله سعي دارم مهمترين زبان برنامه نويسي در وب را ASP , PHP , ASP.NET مقايسه کنم و در آخر نتيجه بگيريم .
اکثر ASP نويسان با PHP نويسان بر سر اين مسئله که کدام بهتر است هميشه مشکل دارند ! دلايل PHP کاران براي برتري به ASP (مهمترين ) :
سرعت بيشتر
کار با ديتابيس بهتر مثل MY SQL
امنيت بيشتر
سرعت : اصلا اين موضوع درست نيست که سرعت PHP بهتر از ASP است يا برعکس ! PHP روي Linux کار مي کند و ASP هم روي Windows و سرعت آن بستگي به توان سرور دارد يعني به هيچ وجه به زبان برنامه نويسي ربطي ندارد .
ديتابيس : اغلب برنامه نويسان PHP با MY SQL کار مي کنند و ASP کاران با Access . مشکل اصلي Access اين است که در حجم بالا جواب نمي دهد مثلا وقتي 1500 نفر در يک زمان جستجو کنند کارايي ندارد ولي MY SQL از اين نظر از Access بهتر است. اين را هم بايد بگم شايد غير ممکن است 1500 نفر از سايت ما آنلاين در يک زمان بخواهند با هم جستجو کنند ! پس اين مشکل خيلي مشکل حادي نيست و مي توان در حجم هاي بالا نوع ديتابيس را عوض کرد مثلا SQL SERVER ( شرکت مايکروسافت که شايد بيشترين بازديد کننده را دارد بدون هيچ مشکلي با ASP کار مي کند)
امنيت : اين مورد هم به سرور بستگي دارد که مثلا IIS را به درستي تنظيم کنند و اگر هم از نظر ديتابيس بگويد راه هاي زيادي دارد مثلا مي شود براي Access رمز عبور گذاشت يا از System DNS استفاده کرد پس اين هم مشکلي نيست ! ( در اينجا بايد گفت که مشکل امنيت کاملا در ASP.NET حل شده است )
مزيتي هم که ASP نسبت به PHP دارد خوانايي بيشتر است يعني کدهاي ASP خيلي راحت قابل فهم و درک هستند .
در کل به اين نتيجه مي رسيم که ASP و PHP هيچ فرقي با هم ندارند و برنامه اي نيست که با ASP بشود نوشت و با PHP نشود و بالعکس !
حالا مي رسيم به تکنولوژي جديد مايکروسافت ASP.NET
به جرات مي توان گفت بهترين زبان برنامه نويس تحت وب همين زبان است به دلايل زير :
سرعت کامپايل بالا
قدرت خطايابي بسيار بالا
داشتن محيط برنامه نويسي استاندارد VS.NET
امنيت بالا
کارکردن بسيار خوب با بانک هاي اطلاعاتي مختلف مثل SQL SERVER
نوع برنامه نويسي ساخت يافته تر
استفاده از فايل اطلاعاتي سندي مثل XML
و ....
در دات نت ما از Name Space استفاده مي کنيم و يا براي کار با SQL SERVER بايد به صورت SQL CLIENT برنامه نويسي کنيد و براي بانک هاي ديگر مثل Access بايد از OLE DB استفاده کنيم و کار کردن با ديتابيس ها بسيار راحت است.
در دات نت هر چيز به صورت جدا تعريف شده است و تکليف برنامه نويسي روشن است . مهمترين مسئله در دات نت اين است که از يک محيط برنامه نويسي بسيار کارا به نام VS.NET بهره مي برد که در زبانهاي ديگر اين مورد وجود ندارد.
در پايان نتيجه مي گيريم که ASP , PHP مانند هم هستند و ASP.NET از اين دو بهتر است.
وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار
وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار
وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار وبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزاروبلاگ شخصی محمد عزیزی دانشجوی نرم افزار





رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.