دانشجو یعنی ؟؟ از نگاه چندین کشور
بقیه دنیارو نمی دونم اما فکر کنم تا حدودی ابری در مورد دانشجویان ایران درست باشه.نه نه با شما نبودم شما که معدل الفی!!؟؟
ژاپن: به طرز دیوانهواری مطالعه میکنند و در اوقات بیکاری خود و به منظور تفریح هم که شده، چند ربات میسازند.
اسپانیا: در حالی که بر روی یک گاو خشمگین نشستهاند، و در حال نواختن گیتار یا آلات موسیقی دیگری هستند، نگاهی هم به کتابهای خود میکنند.
مصر: در این کشور دانشجویان بعد از اتمام کلاس درس علیه حسنی مبارک تظاهرات میکنند و برای تفریح هم که شده در و پنجرههای دانشگاه را میشکنند.
افغانستان: در این کشور هنوز بر سر اینکه به دانشگاه، دانشگاه بگویند یا University دعوا است.
هند: وی بعد از آنکه عاشق دختری شد، همزمان برادر دوقلویش را نیز پیدا میکند که سالها از وجودش بیخبر بوده، سپس یک سری ماجراهای عاشقانه و اکشن و یک سری اتفاقات هم که سانسور میشوند، اتفاق میافتد بعد هم همه به خوبی و خوشی میروند سر خانه و زندگی خودشان.
ایتالیا: در این کشور دانشجو درس نمیخواند بلکه کلاس درس را دودر کرده به استادیوم دلآپی میرود و آنجا را به آتش میکشد.
آمریکا: در این کشور دانشجویان بعد کلاس درس به همراه دوست پسر/ دختر شان، به تظاهرات جهت دفاع از حقوق پایمال شده یهودیان میپردازند.
عراق: در این کشور اگر دانشجو بتواند 2 واحد عملی جاخالی دادن به بمب و خمپارههای تروریستها و نظامیان را پاس کند، به درسش هم میپردازد.
چین: درسش را میخواند و در اوقات بیکاری مشابه یک مارک معروف خارجی را میسازد و سپس به یک دهم قیمت، در بازار میفروشد.
برزیل: در این کشور دانشجویان فقط واحد تربیت بدنی را پاس میکنند و در اوقات بیکاری خود نیز کتاب چگونه فوتبال بازی کنیم نوشته پله را به نقد و بررسی میگذارند.
کوبا: در این کشور دانشجویان چه دلشان بخواهد و چه نخواهد یک کمونیست محسوب میشوند، و همینطور باید باسواد باشند، در ضمن باید در روز سه بار، به مدت 10 دقیقه برای طول عمر فیدلکاسترو و جز جگر گرفتن جمیع رئیس جمهورهای آمریکا دعا کند.
اوگاندا: در این کشور دانشجویان درس میخوانند و در اوقات بیکاری خود چند تن از توتسیها را میکشند.
ایران: این موجودات عجیب و غریب، سر کلاسهای عمومی بقیه رویای خوابشان را که دیشب ناتمان مانده بود را به اتمام میرسانند و سر کلاسهای اختصاصی هم جزوه مینویسند (البته اگه استاد....)، سیاسی نیستند اما سیاسیون را دوست دارند، معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال میکنند، عاشق عبارت (خسته نباشید) هستند، اما فقط در نیم ساعت مانده به آخر کلاس، هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را میخورند و باز هم به آن بد و بیراه میگویند، این موجودات به سرعت عاشق میشوند و اما اگر با اولی ازدواج کردند که هیچ وگرنه، سیکل عاشق شدنشان بارها و بارها تکرار خواهد شد، از قشر فرهیخته جامعه محسوب میشوند اما هنوز دلیل این موضوع که چرا صاحب خانهها جان به عزرائیل میدهند اما به دانشجوی پسر خانه نمیدهند معلوم نشده؛ این موجودات در عمل چت کردن نیز ید طولایی دارند، و از دیگر کارهای این موجوات میتوان به متر کردن خیابان و غیبت پشت سر استاد اشاره کرد، البته اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام بگوییم این موجودات هر کاری میکنند جز درس خواندن، متاسفانه نسل دانشجوی درسخوان در ایران به شدت در خطر انقراض است.
رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.