از سري مجموعه گشت ارشاد
شايد بگوييد حالا ديگر سرد شده .اما من واقعا شگفت زده شده بودم كه اينقدر پسرفت كرده باشيم كه بخواهيم نسبت فرد همراهمان را هم توضيح بدهيم. منتظر بودم که بگذرد تا ببینم اوضاع چه جوری ست واقعا. حالا كه كمي گذشته ديدم به اين خر تو خري هم نيست. يعني ما كه نديديم. از هر كي هم پرسيديم هيچ جريمه اي نشده بود. حتي به لاك هاي رنگ و وارنگ من هم كسي گير نداد. حداقل به آن سياهي كه فكر مي كردم نبود. حالا اما من سياه نمايي ميكنم كه كمي بامزه شود و از آنجا كه اينجا ايران است و ما جوانان عزيز با ذكر مصيبت شادتريم دلها را پر مي دهيم به گشت ارشاد و بسم الله:
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- احمق! من رئيس جمهورم اينم زنمه .
- از كجا معلوم ؟
- اسنادش موجوده.
شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- ما بي شماريم!
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- چرا دري وري مي گي مرد!؟ زشته جلو مردم ... اينا گوجه و خيارن ، دارم مي خرم واسه سالاد ببريم خونه.
- شما چه نسبتي با هم دارين پدر سگا ! ها ؟! ها ؟!
[بابا ! بابا! بيدار شو ...]
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- من آنجلينا جولي ام ايشون هم همسرم براد پيت .
- هر خري هستي باش . حجابت رو هم كه رعايت نمي كني ! ...
[بابا ! بابا! باز داري خواب مي بيني ها ]
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- زوج هنري هستيم.
- خب پس به هم محرمين.
[پرويز پرستويي و فاطمه معتمد آريا هاج و واج به هم نگاه مي كنند]
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- من چوپان دروغگوئم اينام گوسفندامن .
- نر و ماده قاطي ان ؟
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- من كه تنهام !!
- پس اين كيه كنارش وايسادي ؟
- اين كه نقاشي ديواريه !!
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- (قربان! اينجا كه كسي نيست.)
- ساكت شو! دارم تمرين مي كنم.
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- اين علوسكمه توي بغلم.
- همين ديگه! شما رو بايد از بچگي ادب كرد. بگيرينش
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- دوست دختر دوست پسريم
- آفرين! چون راستشو گفتين مي ذارم برين.
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- ما دو تا خريم.
- اي ول پس از خودمونين.
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- من ساسي مانكنم اينم اميرمسعوده!
- پس اون دختره دماغ گنده هه كي بود؟!
- اونم پسر بود گريمش كرده بوديم.
- آره جون عمت! يه نيناش ناشي نشونت بدم!
- شما چه نسبتي با هم دارين ؟
- من مير حسين موسوي هستم اينم زنمه.
- اي ي ي ي ول!! تو چقدر حرف زدنت خوب شده!!! توي اين جمله ت حتي يه دونه "چيز" هم نگفتي!!
- حالا مي ذاري بريم يا مي خواي تقلب كني؟
- وايسا ببينم؟
- بله؟
- با اون دختره كه نيم ساعت پيش از اينجا رد شد چه نسبتي داري؟
رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.