روانشناسی یهود
![http://www.antidevil.net/site/images/photoalbum/album_6/1105jeld_resize_2[1].jpg](http://www.antidevil.net/site/images/photoalbum/album_6/1105jeld_resize_2%5B1%5D.jpg)
مقدمه
«مسأله یهود»در دنیای امروز،خصوصا به شكلی كه در آمریكا و اسراییل جلوه گرشده،مسأله تازهای نیست و سوابق دیرینهای دارد.شكی نیست كه این مسأله دردوران ما ابعاد بسیار وسیعی یافته و به اشكال بیسابقه و متنوّعی ظاهر شده است،امّا ریشهها و علل بروز آن در تصویری كه قرآن كریم از قوم یهود ارائه میدهد قابل جستجوست.بسیاری از خصایص و ویژگیهایی كه قرآن كریم به قوم یهود نسبت میدهد در جهان امروز به صورت مكاتب گوناگون فكری،فلسفی،سیاسی و اقتصادی در آمده و در قالب نظامهای حكومتی و نهادها و سازمانهای ملّی و بین المللی استقرار یافته است.شرایع الهی و تعالیم انبیاء علیهم السلام در دوران كنونی یا مسخ و تحریف شده و یا بكلّی نفی و تكذیب گردیده است و دنیا پرستی و مادیگرایی،در اشكال مختلف سیانتیسم،كاپیتالیسم،سوسیالیسم،اومانیسم، لیبرالیسم وهزاران ایسم دیگر،جایگزین آن شده است.نظام فاسد سرمایهداری با استفاده از مؤسسات بانكی و تراستهای عظیم بین المللی،كنترل شریانهای اقتصادی و به تبع آن نظامهای سیاسی و حكومتی را در كشورهای مختلف بهدست گرفته و جهان را به سوی مقاصد استكباری خود سوق میدهد.جنگ و صلح،شكوفایی اقتصادی و صنعتی،فقر و قحطی و عقب ماندگی،تحولات سیاسی و اجتماعی و جریانهای فرهنگی و هنری،رسانههای ارتباطی و خبری و افكارعمومی...همه و همه به شكلی با این شبكه جهانی مرتبط بوده و از آن تأثیر میپذیرد.
اسلام،یگانه حقیقت زنده و پویای جهان،آماج كینهها و خصومتها قرار گرفته و روزی نیست كه خون پاك مسلمانان به تیغ دشمنان دین خدا،بر خاك جاری نشود.از پس سیمای كنونی جهان،خطوط اصلی چهره یهود را آن گونه كه قرآن كریم ترسیم نموده میتوان دید،حتّی اگر نقاب حقوق بشر و نظم نوین جهانی را بر چهره داشته باشد.(2)
شاید برای عدهای شگفت باشد كه در قرآن به آداب و اوصاف و اعمال به طور خلاصه سرگذشته «یهود» یا«بنی اسرائیل»به نسبت بیش از دیگر اقوام و امتها اشاره شده است.(3)
راستی!چرا خداوند متعال در قرآن كریم برای هدایت و عبرت خلق،بیش از همه اقوام و امتها ، به اوصاف و شیوههای رفتاری یهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است؟
اوصاف و شیوههای رفتاری یهود چگونه بود كه این همه درباره آن تذكر داده شده است؟
مهمتر از همه علت و منشاء اصلی و باطنی اوصاف و اعمال بنی اسرائیل چیست و چه بوده است؟
مرحوم علامه طباطبایی درباره علت كثرت اشاره به یهود و بنی اسرائیل در قرآن،نوشته است:
بنی اسرائیل از تمام امتها لجوجتر و كینهتوزتر بودند و در برابر حق،سركشی بیشتری داشتند؛ چنانكه كفار عرب كه پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله مبتلا به آنها بود،نیز چنین اوصافی را دارا بودند.(4)
خصایص و ویژگیهای قوم یهود-آنچنان كه قرآن اشاره كرد-در ردیف بدترین و زشتترین رفتار و صفاتی است كه ممكن است انسان یا قومی در زندگی دنیایی خویش داشته باشد.ابراز علاقه و گرایش به بت پرستی،به عنوان ویژگی بارز یهود در قرآن بیان شده است.
به موسی گفتند:ای موسی،معبودی مانند معبودهای اینان(این بت پرستان)برای درست كن.(5)
عصیان و سرپیچی در مقابل پیامبران و دستورات الهی،رفتار بسیار ناپسند و مذمومی است كه به عتقاد مفسرین و دانشمندان معارف دینی مختص قوم یهود است.داستان «گاو بنی اسرائیل»(6)
در قرآن نمونه بسیار روشن و آشكاری است كه این گفته را تأیید میكند.
نكته حائز اهمیت و بسیار حیرت انگیز در این آیات،نه فقط قصه گاو بنی اسرائیل و معجزه الهی بنی بر زنده كردن مقتول و مشخص كردن قاتل یهودی و نیز سركشی و لجبازی و ناسازگاری بنی اسرائیل در مقابل عوامل الهی،بلكه بیش از همه سختسری و سنگدلی و قصاوت قلبی یهود است كه در قرآن با صریحترین بیان و عبارت در آیه 74 سوره بقره آمده است:
پس[از دیدن این معجزه بزرگ نیز]سخت دل شدید كه دلهایتان چون سنگ بلكه سخت تر از آن شد. زیرا بسا سنگهایی است كه میشكافد و نهرهایی از آن جاری میشود و بعضی سنگها میشكافد و آب از آن بیرون میریزد و بعضی از آنها از ترس خدا فرو میریزد و خدا از آنچه انجام میدهید غافل نیست.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه نوشتهاند:
«قسوة»به معنی سختی دل است.«او»در اینجا به معنی«بل»میباشد یعنی دلهای شما سخت شد مانند سنگ بلكه سختتر؛و اینكه گفتیم«او در اینجا به معنی «بل»است از این نظر است كه جز این معنی منطبق بر مورد آیه نیست.زیرا خداوند مقایسهای میان دل آنها و سنگ كرده،و فرمود: سنگ با آن همه سختی كه ضرب المثل است بعضا میشكافد و آب با آن همه نرمی كه در جهت نرمی ضرب المثل است،از آن بیرون میریزد،ولی دلهای آنها آنقدر سخت است كه حالتی مناسب با حق و مطلب حقی در خور كمال واقعی از آن حاصل نمیگردد؛(7)
تكذیب رسالت انبیاء و حتی كشتن پیغمبران الهی از دیگر افعال و ویژگیهای مذموم یهود است كه در آیات متعددی به آنها اشاره شده است.
مرحوم علامه طباطبایی در این باره نوشتهاند:
كشتن انبیاء كه كشتن بغیر حق است و كشتن كسانی كه دعوت به عدالت و نهی از ظلم و ستم نمودند،تمام اینها خود عادت جاریه و سیره مستمره اهل كتاب بوده است؛چنانچه تاریخ یهود شاهد روشنی بر این مطلب میباشد.آنان افراد زیاد و عده بسیاری از انبیاء خود را كشتند و مردان نیكو كاری را كه امر به معروف و نهی از منكر میكردند بقتل رسانیدند.(8)
دنیاگرایی و دلبستگی مفرط و شدید به دنیا و مطامع دنیوی و عدم اعتقاد و توجه به سرای
آخرت و روز قیامت،دیگر ویژگی اختصاصی و لاینفك«یهود»شمرده شده است؛بطوری كه در
این زمینه نوشتهاند:یهود به جهان پس از مرگ معتقد نیست و پاداش و كیفر را منحصر به زندگی
دنیا میداند.
بر اساس همین عقیده،یهود ثروت و لذائذ جسمی را هدف اساسی در زندگی خود میداند و برای
جمعآوری ثروت میكوشد.(9)
البته یهودیان نه تنها موضوع دنیا پرستی و عدم توجه به آخرت را به عنوان اتهام نسبت به خویش قلمداد كرده،بلكه مدعی شدهاند كه سرای آخرت مختص آنهاست.لذا خداوند متعال در پاسخ به آنها در قرآن كریم فرموده است:
بگو اگر سرای آخرت نزد خدا مخصوص شماست نه سایر مردم،اگر راستگو هستید،پس تقاضای مرگ كنید.و هرگز آرزوی مرگ نخواهند كرد،زیرا بخاطر كردار بد،عذاب سختی برای خود مهیا كردهاند و خداوند بر همه ستمكاران آگاه است.(10)
در قرآن كریم همچنین در این باره آمده است:
یهودیان را از همه مردم،حتی مشركان[كه ایمان به قیامت ندارند]حریصتر بر زندگی مادی مییابی، هر یك از آنها دوست دارند هزار سال عمر كنند،در حالی كه طول عمر نمیتواند آنان را از عذاب دور سازد و خدا نسبت به آنچه میكنند بیناست.(11)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه نوشته است:
دلیل روشن بر این مطلب این است كه آنها[بنی اسرائیل]را از همه مردم حریصتر بر زندگی دنیا میبینی،با اینكه یگانه حاجب و مانع از توجه به آخرت همین حرص بر دنیا و دلبستگی آن است[...] یعنی آنها را از مشركین هم حریصتر به دنیا مییابی...آنها هرگز تمنای مرگ نخواهند كرد و سوگند یاد میكنم كه آنها را از تمام مردم حریصتر بر این زندگی پست و دوركننده از آن زندگی پاك و پاكیزه عالم آخرت مییابی؛بلكه میبینی از مشركین هم كه عقیده به قیامت ندارند حریصترند؛ به طوری كه هر كدام دوست میدارند طولانیترین عمر را داشته باشند،با اینكه چنین عمری نمیتواند آنها را از عذاب دور سازد؛چه اینكه عمر هر چه باشد بالاخره محدود است و پایان خواهد پذیرفت.(12)
در ارتباط با دنیاگرایی افراطی یهود،همچنین در تفسیر شریف المیزان در شرح آیات 211 و
212 سوره بقره آمده است:
میگوید:هان!این قوم بنی اسرائیل در جلو چشم شمایند؛اینان همان مردمی هستند كه خدا به ایشان كتاب و آئین و پیامبری و سلطنت عطا فرمود و از ارزاق خوب و پاكیزه به آنها روزی داد و بر عالمیان برتری بخشید.از ایشان بپرس كه خدا چه آیات روشنی به ایشان داد؟و در كارشان دقت كن كه آغازش از كجا بود و به كجا انجامید؟كلمات را تحریف كردند و از جای خودش تغییر دادند و در قبال خدا و كتابش،اموری را از پیش خود وضع كردند و با اینكه وظایفشان را میدانستند از حدود خودشان تجاوز نمودند،خدا هم به سختترین عقوبتها گرفتارشان كرد.جمعیتشان پراكنده شد؛ آقایی شان زوال پذیرفت،خوشبختی و سعادتشان به باد فنا رفت؛در دنیا به خواری و گدایی افتادند و رسوایی عذاب آخرتشان بسی بالاتر است.(13)
امروز نیز یهودیان،دنیاگرایی و مطامع دنیوی خود را تحت پوشش به اصطلاح دین (آئین یهود) تفسیر، توجیه و تبلیغ میكنند،در حالی كه به اعتقاد عالمان و مفسران علوم قرآنی، یهود نه تنها به ماوراء الطبیعه و ماوراء حس و اصول وحی و معاد بیاعتقاد است،بلكه علت اساسی ومنشاء ضلالت و انحراف «یهود» ، «ماده پرستی» و «حس گرایی» بوده است.
مرحوم علامه طباطبایی در این باره نوشته است:
بنی اسرائیل معتقد به اصالت مادّه بودند.احكام مادّه را در مورد خدا نیز اجرا میكردند و گمان میكردند كه خداوند نیز یك موجود مادّی است؛منتها با این تفاوت كه او یك موجود قوی است كه بر مادّه حكومت میكند،عینا مانند علل مادّی كه بر معلولات مادّی حكومت دارند.(14)
چنانچه در داستانهایی كه از بنی اسرائیل در قرآن نقل شده دقت كنیم و اسرار اخلاقی آنها را كه در آنها منعكس شده است مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دید كه آنها مردمی غرق در مادّیات و دلباخته لذائذ حسی این زندگی صوری بودهاند،لذا در مقابل حقایق ماوراء حس خضوع نمیكردند و جز در برابر لذات و كمالات مادّی تسلیم نمیشدند،امروز هم عینا همان طورند؛همین روحیه است كه عقل و اراده آنها را تحت انقیاد حس و مادّه قرار داده،بطوری كه جز آنچه این دو اجازه میدهند درك نمیكنند و اراده نمینمایند.(15)
با توجه به آنچه ذكر شد،این نتیجه به دست میآید كه:اعتقاد به«اصالت ماده و حس»و تسلیم و انقیاد عقلی،فكری و اخلاقی در برابر این دو و بالعكس عدم اعتقاد و باور قلبی نسبت به حقایق ماوراء الطبیعه و ماوراء حس،«عصاره اصول و فروع یهود است»؛كه برخی آن را«سیره و سنت یهودی» نامگذاری كردهاند.
بنابر این اگر بتوان این موارد و مجموعه را به عنوان«فرهنگ یهود»یا«فرهنگ بنی اسرائیلی»
خلاصه و تعریف نمود؛آنگاه ناگزیر باید ناظر و شاهد تشییع تابوت فرهنگ و تمدن حاكم بر سرزمین غرب بود.زیرا آنچه امروز به عنوان معیار،ارزش،اخلاق،فرهنگ و...بر جوامع غربی حكمرانی میكند، دقیقا منطبق با «سنت و سیره» مذكور،یعنی «فرهنگ یهودی-اسرائیلی» است.امروز عواطف، احساسات و افكار عمومی در غرب تحت سیطره این فرهنگ است.تذكر این موضوع اگر چه بسیار تلخ و ناگوار مینماید،اما واقعیتی است كه نمود عینی پیدا كرده و بر عرصه جهانی سایه شوم خود را گسترده است و خطر آن،جغرافیای فرهنگ و اجتماع در جهان را تهدید میكند.
البته این مهم از نظر و دید دانشمندان و محققان بزرگ نیز پنهان نمانده،به طوری كه برخی نسبت به خطر فزاینده آن نیز هشدار دادهاند.
مرحوم علامه طباطبایی در این زمینه نوشته است:
بدبختانه امروز نیز حق و حقیقت بر اثر نفوذ تمدن مادی غرب به چنین بلایی مبتلا شده؛زیرا شالوده تمدن مادی امروز غرب نیز بر دو اصل«حس»و«ماده» گذارده شده است.لذا از طرفی دلائل مربوط به ماوراء حس را نمیپذیرد و از طرف دیگر هیچ گونه دلیلی در موضوعاتی كه متضمن لذت مادی حسی است مطالبه نمیكند.این موضوع،خط بطلان بر غرائز انسانیت و احكام آن كشیده و معارف عالیه و اخلاق فاضله را از میان برده و انسانیت را به نیستی تهدید كرده و اجتماع بشری را در معرض شدیدترین مفاسد قرار داده است و چندی نخواهدگذشت كه آثار شوم آن همه جا را فرا خواهد گرفت.(16)
پینوشت :
(1)-از بیانات حضرت آیت اللّه خامنهای؛روزنامه جمهوری اسلامی،شماره 4525.
(2)-آوینی،سید محمد؛از مقدمه ترجمه كتاب«یهود بین الملل».
(3)-به طوریكه نوشتهاند:در قرآن كریم:420 آیه درباره حضرت موسی و 480 آیه درباره انبیاء بنی اسرائیل و برخورد
و رفتار این قوم با پیامبران خود آمده است و 157 آیه و به قولی دیگر 153 آیه اشاره مستقیم به یهود دارد[رجوع
شود به:شمس الدین رحمانی؛جنایت جهانی؛به نقل از مرآت الآیات یا راهنمای مطالب قرآن:سید ابو الفضل برقعی.
و همچنین به:دكتر محمد باقر محقق؛نمونه بیّنات در شأن نزول آیات؛صص 1013-1011.]
همچنین«نام حضرت موسی بیش از دیگر انبیاء الهی در 166 جای قرآن ذكر شده كه در 36 سوره قرآن به گوشههایی
از داستانهای آن حضرت به طور اجمال یا تفصیل اشاره شده است.»
[رجوع شود به:علامه سیّد محمّد حسین طباطبایی؛المیزان،ج 16؛ترجمه سیّد محمد باقر موسوی همدانی؛ناشر:
بنیاد علمی و فكری علامه طباطبایی با همكاری مركز نشر فرهنگی رجاء؛چاپ دوم:تابستان 66؛ص 61]
(4)-المیزان،ج 1؛صص 280-279.
(5)-قرآن كریم،سوره اعراف؛آیه 138.
(6)-به آیات 67 تا 72 سوره بقره مراجعه شود.
(7)-المیزان،ج 1؛ص 270.
(8)-المیزان،ج 3؛ص 234.
(9)-عفیف عبد الفتاح طباره؛چهره یهود در قرآن؛ص 84.
(10)-قرآن كریم،سوره بقره؛آیات 94 و 95.
(11)-قرآن كریم،سوره بقره؛آیه 96.
رگه هایی هرجایی در هم می آمیزند و عاقبتی را می سازند که عقوبتش را ما رقم نمی زنیم. اینجا چرکنویس تماشای روحی است که تقلا می کند از پی و پوست عریان شود ولی نمی تواند. این گونه است که تنها ردی محو و سبز بر پوست می ماند. بر پوست می مانیم و رگ ها تا مغز استخوان در پنهانی خویش اند.